المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
259
التنبيه والإشراف ( فارسي )
عبد الله بن ارقم بن عبد يغوث زهرى و علاء بن عقبه قرضهها و عقود و معاملات مردم را مينوشتند . زبير بن عوام و جهيم بن صلت درآمد زكات را مينوشتند . حذيفة بن يمان بازديد حاصل حجاز را مينوشت معيقيب بن ابى فاطمه دوسى از دوس بن عدثان بن عبد الله بن زهران بن كعب بن حارث بن كعب بن عبد الله بن مالك بن نصر بن ازد كه هم پيمان بنى اسد بود غنائم پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم را مىنوشت و پيش از او زيد بن ثابت انصارى خزرجى از بنى غنم بن مالك نجار بحضور پيغمبر صلى الله عليه و سلم نامههاى ملوك را مينوشت و جواب ميداد . وى براى پيغمبر صلى الله عليه و سلم بپارسى و رومى و قبطى و حبشى ترجمه ميكرد و اين همه را در مدينه از اهل اين زبانها آموخته بود . حنظلة بن ربيع بن صيفى اسيدى تميمى در حضور او صلى الله عليه و سلم در همه اين موارد مينوشت و وقتى كاتبان ديگر غايب بودند مسائل اختصاصى آنها را مينوشت و او را حنظلهء دبير ميگفتند ، وفاتش در خلافت عمر بن خطاب بود از آن پس كه خداوند ولايتها را براى مسلمانان گشود و در آنجا پراكنده شدند سوى رها رفت كه جزو ديار مضر بود و آنجا بمرد و يكى از زنان قبيلهء او برثايش گفت : « اى عجب از غمزدهاى كه با وجود پيرى و لاغرى ميگريد اگر بپرسى كه چرا روزگار مرا پير كرده سخنى گويم كه دروغ نيست ، موى سياه من از غم حنظلهء دبير سپيد شد . » عبد الله بن سعد بن ابى سرح از بنى عامر بن لوى بن غالب نيز كاتب او بود ، پس از آن مرتد شد و پيش مشركان مكه رفت . شرحبيل بن حسنه طابخى از طايفهء خندف و بقولى از كنده هم پيمان قريش نيز كاتب وى بود . ابان بن سعيد و علاء بن حضرمى نيز گاهى بحضور او مينوشتند . معاويه نيز چند ماه پيش از وفات براى او كتابت كرد . ما از نام كاتبان وى صلى الله عليه و سلم فقط آنها را كه پيوسته نوشته